تبليغاتX
کاریز

 

آخر هفته‌ها می‌روم تا آدم‌ها و زندگی واقعی را از نزدیک‌تر ببینم. لمس کنم. بو بکشم.

خانه را رفت‌وروب کنم. گرد‌و‌‌غبار یک هفته را از آینه‌های خانه بزدایم. لباسهای چرک را به  دل ماشین لباسشویی بسپارم تا عطر خوشایند پاکیزگی - که ترکیبی از پودر و نرم کننده است – به لباسها بچسبد.

کاشی‌های کفشوی دستشویی را برق بیاندازم تا انعکاس نور چراغ  روشویی را در آنها ببینم.

آخر هفته‌ها می‌روم تا به هیبت زنی درآیم که روی پیش‌بندش گل‌های زرد و نارنجی روییده در حالی‌که بوی قرمه سبزی‌اش توی تمام پله ها پیچیده‌است.

آخر هفته‌ها می‌روم تا شبیه مادری شوم که عینک آفتابی، لاک و ماتیک صورتی زده و توی پیاده‌رو رو‌به‌روی مدرسه انتظار دخترش را می‌کشد تا زنگ آخر بخورد.

آخر هفته‌ها می روم تا ...

 

 

+  چهارشنبه 5 بهمن1390  | 

 

- دانه‌های برف

  جان می‌بازند

  درون حوض ميان پارك.

 

 

- دانه‌های برف

  بالاپوشی می‌بافند

  برای كوه.

 

 

+  شنبه 1 بهمن1390  | 

 

- ليلا! در مِه بمان

   اين‌گونه

              زيباتری.

 

 

+  سه شنبه 27 دی1390  | 

 

- گر به فراق خو كنم؛ صبر كجا؟ قرار كو؟

    وعده‌ی وصل گر دهد طاقت انتظار كو؟

 

 

 

+  سه شنبه 20 دی1390  | 

 

- من آنم كه رستم بود پهلوان!

 

+  دوشنبه 19 دی1390  | 

 

- دلم را به دلداری شاد كن

   ز بند غم امروز آزاد كن

                               «نظامی»

 

 

+  یکشنبه 18 دی1390  |