تبليغاتX
کاریز
 

یک ـ  مردم تن خودشان را مثل پرچم گرفتند دستشان و به خیابان بردند در ملاء عام گذاشتند.

دو ـ  گلوله که شلیک شد و باتوم که زدند از تن خون جاری شد، چشم ترکید، سر و دست و ستون مهره ها و گردن و زانو شکست و مرگ نیز همانجا در ملاء عام اتفاق افتاد.

سه -  یعنی مردمی که کشف کرده بودند تن ویژه گی هایی دارد که از آن میان ویژگی دیده شدن و شنیده شدن است، تن را به خیابان بردند تا دیده شود. تا اگر رای در صندوق دیده نمیشود، صاحب رای در خیابان دیده شود،

چهار -  شرافت؟ شرافت به اندازه ی عصب های پاره شده ی مقعد، در طول بیست و چهار ساعت خورد و خواب، درد نمیگیرد.

پنج ـ  تجاوز، در فرهنگ ایرانی معمولن به عمل جنسی که مردی، با زنی که متعلق به خود او نیست، برقرار کند میگویند و در واقع تجاوزی که اینجا مطرح میشود، تجاوز یک مرد، به شرافت مردان خانواده ی زن است، نه تجاوز به تن زن و عجیب نیست اگر در برخورد با تجاوز جنسی در زندان هم به نامشروع بودن عمل بیشتر توجه میشود تا به آسیبهای فیزیکی که در اثر این شیوه ی شکنجه وارد میشود.

شش ـ  تجاوز از راه واژن، دیواره های واژن را خراش میدهد، پارگی ایجاد میکند و دهانه ی رحم را زخم میکند. خراش خوردگی دیواره ی واژن و زخم دهانه ی رحم، درد و سوزش شدید و خونریزی ایجاد میکند.  

هفت ـ  در پارگی رحم، روده ی بزرگ، واژن، و مقعد، جوانی و پیری، و گشادی و تنگی عامل پارگی نیستند، حرکات خشن و نسنجیده و نامناسب، و در مورد بازجوی متجاوز، لذت از ایجاد درد و هدف تولید درد و جراحت عامل اند.

 

 

پ . ن : بازهم بگویم فنتزیا ؟

 این یکی از بهترین مقاله  هایی بود که این چند وقت خوانده ام .


 

+  شنبه 16 آبان1388  | 

 

ــ عطسه یی میکنم . شروع این نوشته صبر آمد .

ــ این فرش که در پای تو گسترده است

 از خون است

این حلقه ی گل خون است !

ــ تو از دل ما چه خبر داری ؟ ما که بی خانه بوده ایم ، هم خانه بوده ایم ، خانه به خانه بوده ایم ، خانه به دوش ، خانه خراب ، خانه بر باد ...

خانه بر باد ساختیم و اینک

طوفان است

طوفان است ...

ــ اینک طوفان است و تو چه میدانی طوفان چیست ؟ از ته دل ما خود ما هم خبر نداریم !

ــ این جشن ختنه سوران ماست ! میخواهم این زایده ی اضافه ی بیهوده را ببرم و بندازم جلوی سگ ! بازگشت در سنت ما نبود . من اگر میرفتم ، که میرفتم . نبود در مرام راقم این سطور نشستن در خانه ی گذشته . حالا مینشینم در خانه ی ادبار . مینشینم در ویرانه های خانه یی که زیبا ترین نقاب من بود . ای دروغ زیبا ، ای تماشایی ترین فریب ، فریبت میدهم باز .... پا میدهی ؟

ــ پا میدهد خواهرکم ! ... باور کن پا میدهد .

ــ از ره خون می آیی اما

می آییی و من در دل میلرزم

ــ به پکی سیگار ، به جرعه یی عرق یا چای مهمان من باش... خانه ی ویران من ، ایران من ، مثل خراب ـ آبادی عتیق پابرجاست هنوز .

ــ ای آزادی

بنگر آزادی !

ــ من ، روزی از این پرده ها خلاصی خواهم یافت . کمک میخواهم . کمک . کمک ...

ــ این چیست که در دست تو پنهان است ؟

این چیست که در پای تو پیچیده است ؟

ای آزادی

آیا با زنجیر می آیی ؟

من اینجا  هم هستم :

www.konam.blogfa.com

 

نوشته شد توسط همخانه ی با خانه

 

+  چهارشنبه 6 آبان1388  | 

 

 ــ ماه شدم ، ابر شدی

اشک شدم ، صبر شدی

برف شدم ، آب شدی 

قصه شدم ، خواب شدی

   

این  ترانه ی مازیار فلاحی را دوست دارم نه فقط به خاطر صدای مازیار ؛ که ترانه ی خوب ترکیبی است از متن خوب ، صدای خوب ، موزیک خوب و بعدتر از همه ی اینها تنظیم هماهنگ این سه .

برای دانلود ترانه مجنون ِ لیلی ،  اینجا را فشار دهید .

 

+  سه شنبه 5 آبان1388  |