تبليغاتX
کاریز
 

و چه بسیارند کسانی که هیچ وقت انسان نمی شوند ؛ آنان قورباغه ها ، مارمولک ها و

مورچگان باقی می مانند . بسیاری ( دیگر ) به ظاهر انسانند ولی در باطن ماهی یا نادان .

باوجود این هر آدمی نشانگر و آیت ِ تلاش طبیعت است برای آفرینش یک انسان !

 

* دِمیان . هرمان هسه

 

ـــ به نظر این تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر طبیعت در همه ی این هزاران سال قابل تقدیر

و الگو برداری هست .

 

+  چهارشنبه 10 تیر1388 

 

داستان من داستانی دلپذیر نیست ، از هارمونی یا هماهنگی لطیف روایات ابداعی و

 ساختگی عاری است ، و عین زندگی تمام انسان هایی که از فریب دادن خود دست

برداشته اند ، آمیزه ای  است از بیهودگی ، هرج و مرج ، دیوانگی و رؤیاها و آرزوها .

 

* دِمیان . هرمان هسه

 

 

+  چهارشنبه 10 تیر1388 

 

می دونی کتا من به چه فکر می کنم ؟

به خرداد ۴۲ ــ  بهمن ۵۷ و خط فاصله ی بین این سالها .

 

+  چهارشنبه 10 تیر1388  | 

 

خوب است که دنیای من هنوز به آخر نرسیده است .

 

و امیر احمد چه زیبا می گوید :

    جست می زنم

    از روی خیال تو.

   جهان تمام می شود...

 

 

ــ می دونم صد بار بیشتر به من گفته ای که نباید انگشت تو ک و ن خدا ، دنیا و مُخم بکنم

چون عواقب غیر قابل پیش بینی داره اما می فهمی یه چیزایی دست خودم نیست .

 

 

+  چهارشنبه 10 تیر1388 

 

خیلی ها نوشتند و گفتنند که این چند وقت اخیر فهمیدند و یافتند که تنها نیستند اما نمیدانم

چرا برای من درست عکس این قضیه روی داد . این لاکردار بیشتر خودنمایی کرد ، بزرگتر شد .

قلنبه شد ، آمد دست هایش را گذاشت بیخ گلویم  و فشار داد .

از همان وقت ها و جاهایی که تنهایی بیشتر عرض اندام می کند . درست همان وقت که داری

راهت را می روی بعد یکدفعه نگاه می کنی و می بینی هی هی ،خیلی وقت است که دست ـ

 هایت دو طرف تنت آویزان است ، مشتت خالی است .انگشتهایی نیست که فشارشان بدهی .

 بازویی نیست که بازو به بازویش بروی . آغوشی نیست که خودت را یله کنی میانش و سرت را

بگذاری روی شانه اش ، حرف بزنی ، بغض کنی ، اشک بشوی . در آخر بخندی ، بخندیم و آرام

 شویم .

 

+  سه شنبه 9 تیر1388  |