و چه بسیارند کسانی که هیچ وقت انسان نمی شوند ؛ آنان قورباغه ها ، مارمولک ها و
مورچگان باقی می مانند . بسیاری ( دیگر ) به ظاهر انسانند ولی در باطن ماهی یا نادان .
باوجود این هر آدمی نشانگر و آیت ِ تلاش طبیعت است برای آفرینش یک انسان !
* دِمیان . هرمان هسه
ـــ به نظر این تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر طبیعت در همه ی این هزاران سال قابل تقدیر
و الگو برداری هست .
داستان من داستانی دلپذیر نیست ، از هارمونی یا هماهنگی لطیف روایات ابداعی و
ساختگی عاری است ، و عین زندگی تمام انسان هایی که از فریب دادن خود دست
برداشته اند ، آمیزه ای است از بیهودگی ، هرج و مرج ، دیوانگی و رؤیاها و آرزوها .
* دِمیان . هرمان هسه
خوب است که دنیای من هنوز به آخر نرسیده است .
و امیر احمد چه زیبا می گوید :
جست می زنم
از روی خیال تو.
جهان تمام می شود...
ــ می دونم صد بار بیشتر به من گفته ای که نباید انگشت تو ک و ن خدا ، دنیا و مُخم بکنم
چون عواقب غیر قابل پیش بینی داره اما می فهمی یه چیزایی دست خودم نیست .
خیلی ها نوشتند و گفتنند که این چند وقت اخیر فهمیدند و یافتند که تنها نیستند اما نمیدانم
چرا برای من درست عکس این قضیه روی داد . این لاکردار بیشتر خودنمایی کرد ، بزرگتر شد .
قلنبه شد ، آمد دست هایش را گذاشت بیخ گلویم و فشار داد .
از همان وقت ها و جاهایی که تنهایی بیشتر عرض اندام می کند . درست همان وقت که داری
راهت را می روی بعد یکدفعه نگاه می کنی و می بینی هی هی ،خیلی وقت است که دست ـ
هایت دو طرف تنت آویزان است ، مشتت خالی است .انگشتهایی نیست که فشارشان بدهی .
بازویی نیست که بازو به بازویش بروی . آغوشی نیست که خودت را یله کنی میانش و سرت را
بگذاری روی شانه اش ، حرف بزنی ، بغض کنی ، اشک بشوی . در آخر بخندی ، بخندیم و آرام
شویم .