شك‌های شبانه از زبان ديگران

 

- ای دوست شكر بهتر يا آنكه شكر سازد؟
     خوبی قمر بهتر يا آنكه قمر سازد؟

  ای باغ تويی خوشتر يا گلشن گل در تو
     يا آنكه برآرد گل صد نرگس تر سازد؟

  ای عقل تو بـــــــِه باشی در دانش و در بينش
     يا آنكه بهر لحظه صد عقل و نظر سازد؟

                                                                «ديوان شمس»

 

 

خطای تراژيك

 

ليلا، بدبختانه گذشته فراموش نمی‌شود ، از بين نمی‌رود. گذشته تنها همسفرمان در تمام طول زندگی است.

ليلا، گاهی گذشته باعث سرافكندگی و خجالت می‌شود. طفلك آدم‌های اين قسمت از تاريخ‌ تك‌تك‌مان كه منفور می‌شوند.

 

 

 

فرسايش نشأت گرفته از گذر زمان

 

- غم‌انگيز است كه من، بر رضا عاشقم و رضا بر پريسا و پريسا بر آرمان و آرمان بر ... .               دردناك است كه رضا جلويم می‌نشيند،  از بی‌وفايی پريسا می‌گويد. پريسا جلوی رضا می‌نشيند،  از بی‌مهری آرمان می‌گويد. آرمان جلوی پريسا می‌نشيند و از غدار بودن روزگار می‌گويد.

روزها و شب‌ها می‌گذرند. اين چرخه نمی‌شكند. ما خسته می‌شويم و عشق‌هايمان كاسته می‌شوند.