مهاجران

 

 

 فنتزیا راست می‌گفت: «مهاجرت کنم که چه؟ که دردم مضاعف شود!»

 

 

 

تقیه یا تقی ِ ه

 

گیر می‌دادند به هر زن و مردی - فارغ از سن و سال - که دوش به دوش هم می رفتند نه پس و پيش. گیر می‌دادند به هرکسی که شکل و شمایلش به آدم حسابی‌ها می‌ماند. گیر می‌دادند حتا به هر کسی که عینک آفتابی زده بود. کارت شناسایی می خواستند و سوال و جواب می‌كردند.

چه خوب که به حرف سیامک گوش کردیم و هر کدام یکی از آن عکس‌های آقایشان را که کف انقلاب روی زمین آفتاده بود برداشتیم.

 

باد ورق می‌زند

 

 

- دکه ی خالی

 آخرین شماره

 روزنامه ی بی سردبیر

 

 

تيغ ماهی

 

 

گفت:« قله های دروغ را فتح می کنیم.»

گفتم: «کاش دروغ هم استخوان داشت.»

 

 

 

تکه ای از خشایار

 

یک بار که رفته بودم ادکلن بگیرم ، به فروشنده گفتم ادکلنی می خواهم که ماندگاری اش زیاد باشد ، یعنی جوری باشد که وقتی وارد جایی می شوم ، همه بدون این که ببینند ام ، بفهمند که
من آن دور و بر ها هستم . فروشنده رفتار جالبی داشت . یک ادکلن گران قیمت برداشت و آمد این طرف . خم شد و از پاهایم شروع کرد و وجب به وجب مرا از پایین به بالا ادکلن زد . من تعجب کردم ، گفتم" آخه پسر خوب ، تو که نصف این شیشه رو حروم من کردی که ... من که نخریدمش هنوز" . گفت : " آقا جان ، در زیبایی جویی باید به جایی برسی که مادیات برات مهم نباشه " . تو تا حالا" زیبایی جویی" شنیده بودی ؟

 

خواستم بگویم خشایار دارد داستانی می نویسد و این هم تکه ای از همان داستان است .

 

تهران

 

- تهران ِ این روزها

  ملتهب است و منتظر.

  اسير ِ تاریکی رمز آلودی  است

   تهران از خون می هراسد.

 

 

شاید که مرده باشم

 

ـ می‌شد که امید نامی باشد برایم در دوردست

  می‌شد که زندگی پرنده‌ای کوچک باشد

  که يكباره از شاخه پر بکشد و برود   

  می‌شد که در بند باشم

  می‌شد که نوزده ساله باشم

  می‌شد که نامم آرش باشد

  می‌شد که من باشم.

 

تصور کن؛ اگه حتا تصور کردنش سخته

 

مرکز لذت جایی در مغز است. من بطور دقیق نمی‏دانم کدام طرفش اما این را می‏دانم که هورمون دوپامین عامل اصلی لذت است. وقتی من  س ک سی نشاط آوردارم معادل200 واحد دوپامین در مغزم آزاد می‏شود. سرخوشی ناشی از یک هم آغوشی دل پذیر را بعد از یک  شریک خوب، مرهون دوپامین هستم.

 تصورش را بکن درهنگام دود کردن حشیش نزدیک به 400 واحد و ماری جوآنا حدود 600 واحد دوپامین آزاد می‏شود. جالب است بدانی هنگام مصرف کراک یا شیشه معادل 1200 واحد دوپامین در مغز آزاد می‏شود یعنی تقریبن 6 برابر یک س ک س خوب.
برای من که تصور این مقدار لذت قابل درک نیست.  

حالا پیدا کردن جایگزین برای کسی که لذتی در این حد را تجربه کرده کاری غیرممکن به نظر می‏رسد. پس اگر می‏گوید: «تو نمی‏فهمی! » قبول کن که نمی‏فهمی هرچند کار سختی است.

 

 

 پ. ن: با این پیش فرض که 70 % خواننده های این وبلاگ  تجربه‏ی هم‏خوابگی  را دارند  س ک س را معیار قرار دادم.

منابع و مدارك شما را در این زمینه با آغوش باز می‏پذیرم.