آنارشيسم درونی
- عزيز ِ من!
تو راست میگويی
اينجا هرج و مرج شده
ديگر اهميتی ندارد كه كی میآيد و كِی میرود
اما
اشتباه نكن
اينها هيچ ربطی به سن آدم ندارد
به جای ديگری مربوط است.
- عزيز ِ من!
تو راست میگويی
اينجا هرج و مرج شده
ديگر اهميتی ندارد كه كی میآيد و كِی میرود
اما
اشتباه نكن
اينها هيچ ربطی به سن آدم ندارد
به جای ديگری مربوط است.
خفقان وقتی حاكم میشود كه از ترس، حتا نتوانی توی تاريكی فرياد بكشی.
آخر هفتهها میروم تا آدمها و زندگی واقعی را از نزدیکتر ببینم. لمس کنم. بو بکشم.
خانه را رفتوروب کنم. گردوغبار یک هفته را از آینههای خانه بزدایم. لباسهای چرک را به دل ماشین لباسشویی بسپارم تا عطر خوشایند پاکیزگی - که ترکیبی از پودر و نرم کننده است – به لباسها بچسبد.
کاشیهای کفشوی دستشویی را برق بیاندازم تا انعکاس نور چراغ روشویی را در آنها ببینم.
آخر هفتهها میروم تا به هیبت زنی درآیم که روی پیشبندش گلهای زرد و نارنجی روییده در حالیکه بوی قرمه سبزیاش توی تمام پله ها پیچیدهاست.
آخر هفتهها میروم تا شبیه مادری شوم که عینک آفتابی، لاک و ماتیک صورتی زده و توی پیادهرو روبهروی مدرسه انتظار دخترش را میکشد تا زنگ آخر بخورد.
آخر هفتهها می روم تا ...
- دانههای برف
جان میبازند
درون حوض ميان پارك.
- دانههای برف
بالاپوشی میبافند
برای كوه.