زن ِ خيابان وصال كجاست؟

 

- بعدها فهميدم مبارزشايد همين زنِ خيابان وصال  باشد كه الان نزديك به سه سال است ديگر به محل كارش نمی‌آيد.
كاش خبرنگار و سردبيری كه خبر اين زن را منتشر كردند خبری از او بگيرند. كاش  اين زن  چيزی بيشتر از يك تيتر خبری يا ستونی برای پر كردن صفحه روزنامه باشد.

خوش بينم! شايد كميته يا نهادی او را تحت سرپرستی قرار داده باشد.

 

 

سرنوشت نامعلوم

 

- خيلی دلم می‌خواست توی اين چند سال يكی از اون اسكناس‌ها به دستم می‌رسيد؟ شما چی؟ هيچ‌وقت دوباره يكی از اونها را ديديد؟ يعنی همشون را از دور خارج كردند؟

 

 

 

 

حس مبارز بودن

 

- يادتونه  چقد ِ احمق بوديم! روی اسكناس‌ها با خودكار سبز شعار می‌نوشتيم.
   خيال می‌كرديم داريم مبارزه می‌كنيم.