- به هنگام اين قرارهای مخفی عاشقانه، حتی چای به سختی دم میكشد
آدمها روی صندلی می نشينند، لبهايشان را تكان میدهند
هر كسی خودش پا روی پا میاندازد
اين گونه
يك پا كف اتاق را لمس میكند
پای ديگر آزادانه در هوا میچرخد
گاه به گاه كسی بلند میشود نزديك پنجره میرود
و از روزنه پرده
خيابان را ديد میزند.
ویسلاوا شیمبورسکا. بند آخر شعر " اندیشیدن " از کتاب آدمها روی پل
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط
اینجا همه سخن از ادبیات است و زندگی .