- دوران آتش روشن کردن فرا می‌رسد

  با تلگرافی مادربزرگ را از شهر زابیه ژوو۱ خبر کنیم

  گره های یورت۲ را باز کنیم .

 

 تا زائو به راحتی فارغ شود

 و بچه سالم بزرگ شود.

 تا گاهی خوشبخت باشد

 و از روی پرتگاه ها بپرد.

 تا قلبش صبور باشد

 و عقلش هوشیارو دورنگر.

 

 اما نه آن همه دور

 که آینده را ببیند

 این استعداد را

 ای نیروهای آسمانی، از او دریغ کنید.

 

 

 

پ.ن: ۱- شهرکی در لهستان                                       ۲- خیمه های چادر نشینان

بند آخر شعر" داستانی که آغاز شده " از " کتاب آدم ها روی پل " از ویسلاوا شیمبورسکا