ـ برادرم را کشتند
 سال انقلاب
 چون چپ بود
 سال جنگ چون عاشق بود

 دوباره برادرم را کشتند
 سال بعد از انقلاب
 چون می فهمید

 برادرم را کشتند
 در خیابانهای فقر و بی کسی
 و خواهرم یوتاب ۱ را در رجاله خانه ها
 زیر پای دیو سیاه کشتند
 چون زیبا بود

 برادرم را کشتند
 خفه اش کردند
 زبانش بریدند
 دلش شکستند
 و کیسه کیسه هرویین بخوردش دادند
 تا سراغ خانه نگیرد

 دوباره برادرم را کشتند
 وقتی دهانش بوی اعتراض می داد
 برادرم را کشتند
 وقتی از حرمت خانه اش حرف می زد

 و باز هم برادرم را کشتند
 در میدان آزادی
 پیش چشم جهانیان
 به گلوله اش بستند

 اما برادرم هنوز نمرده است
 و آنها نمی دانند که برادرم
 همیشه عاشق است
 همیشه می فهمد
 همیشه معترض
 او همیشه زنده است


                                                                         شعراز مهناز بدیهیان 


پ.ن: ۱-یوتاب به معنی درخشنده وبی‌مانند. نماد دلیری و بی باکی زن ایرانی، سردار زن ایرانی خواهر آریوبرزن سردار نامدارکه هردو در راه وطن جان باختند.