کاریز
هايكو
- درياچه يخزده
خواب ميبيند
آسمان آبي را.
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ ساعت توسط |
اینجا همه سخن از ادبیات است و زندگی .
زندگی که سرچشمهی ادبیات است
و
همچو تاری تنیده از روابط انسانی.
آیا زندگی، روابط انسانی و ادبیات را سه مقولهی جدا از هم میدانی؟
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
بهمن ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
آرشيو
آرشیو موضوعی
ترانه
حسنوشت
ویسلاوا شیمبورسکا
گفتوگو
تعلقات
منظومهی گورستان
یادداشتهایی بر خودکشی
یادها
دوئل
لاس ادبی
ماهها
كاغد كه به كسی نويسند
شکهای شبانه
فوارههای كاغذی
يافتهها و بافتهها
پروين
زنهای روانی و مردهايی كه دوستشان دارند.
در جهان شعر
قصههام
دیالوگهای ويژه
به ليلا مینويسم
تاريخ معاصر
گذشتههای گهربارمون
پراكندگی
كاين همه زخم نهان است و مجال آه نيست.
از زبان ديگران
هايكو
پلاس 18
فروغ و فروغ
ززززززززززززز ِ مثل زن
ماجراهای من و ایزابل
فقدان
چوق الف
حسین پناهی
آنا آخماتوآ
پیوندها
كامل، اما كال
BLOGFA.COM